پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۷۲۴۹
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۴
نتایج یک پژوهش نشان می دهد؛
شاید علت به دست نیامدن ارتباط معنی دار بین ناباروری و رضایتمندی زناشویی، تقسیم استرس ناشی از ناباروری بین زوجین و گذشت زمان باشد که باعث کنار آمدن با مسئلۀ ناباروری شده است و به علت علاقه دوجانبه، زوجین به زندگی مشترک ادامه می دهند.


در پژوهشی سعی شد میزان رضایت از زندگی زناشویی در زنان نابارور و زنان بارور سنجیده شود.

به گزارش مهرخانه، هدف از این پژوهش که در سال 90 انجام شده است، تعیین میزان بهزیستی روانشناختی و رضایت از زندگی زناشویی در زنان نابارور و مقایسه آن با زنان بارور بوده است.  
روش پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بوده که مبتنی بر هدف پژوهش، تعداد 40 زن نابارور، به طور تصادفی از بین کسانی که به مرکز درمانی الزهرا شهر تبریز مراجعه کرده بودند، انتخاب و با 40 زن بارور مورد مقایسه قرار گرفتند. افراد نمونه در دامنه سنی 40-20 سال با حداقل تحصیلات دیپلم و نداشتن فرزندخوانده قرار داشتند که حداقل مدت یک سال از طول مدت ناباروری آنها گذشته بود. همچنین اطلاعات از طریق دو پرسشنامه مقیاس بهزیستی روانشناختی و شاخص رضایت زناشویی جمع آوری شد.

تأثیر باروری یا ناباروری در پذیرش یا عدم پذیرش خود
اولین نتیجه تحقیق نشان می دهد مقایسه میانگین های دو گروه نشان داد که در خودمختاری، هدفمندی در زندگی، و رضامندی زناشویی در گروه بارور و نابارور، تفاوت معنی داری وجود ندارد، ولی مقیاس های رشد شخصی، تسلط بر محیط، ارتباط مثبت با دیگران، پذیرش خود و بهزیستی روانشناختی کل در زنان بارور به طور معنی داری بیشتر از گروه زنان نابارور بود. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که ناباروری می تواند بهزیستی روانشناختی کل و مؤلفه های پذیرش خود، تسلط بر محیط، ارتباط مثبت با دیگران و رشد شخصی را تحت تأثیر قرار دهد و این شاخصه ها را در مقایسه با افراد بارور کاهش دهد.

برخی بررسی ها نشان داده که زنان نابارور بیشتر درگیر درمان های طبی از نظر صرف وقت و تحمل درد بوده و طولانی بودن دوره درمان موجب واکنش های روانی، اجتماعی در آنها می شود. لذا آنها به دلیل شرایط خاص خود، وقت کمتری برای برقراری ارتباط اجتماعی دارند. به همین سبب می توان علت پایین بودن سطح پذیرش خود و ارتباط مثبت با دیگران در این گروه را به محدودیت شبکه اجتماعی آنها، ارتباطات اجتماعی اندک و مشکلات ناباروریشان نسبت داد.

همچنین، در تبیین پایین بودن سطح پذیرش خود در این گروه، می توان به این امر اشاره کرد که مادر شدن، به زندگی ساختار مشخص می دهد و نقش ها و عملکرد اجتماعی روشن همراه با کنترل بیشتر در جنبه های مختلف زندگی را برای او فراهم می سازد؛ در واقع، برای زن سالم از نظر روانشناختی، حاملگی غالباً وسیله ای برای خودشکوفایی است. لذا، زنانی که فاقد قدرت باروری هستند، احساس ناتوانی، بی ارزشی و عدم کفایت می کنند و چون خود را به علت ناباروری ناقص می دانند، در نتیجه تصور نامطلوبی از وضعیت جسمانی خود داشته و سطح پذیرش خود، در آنان به طور معنی داری پایین است.

ناباروری و هیجان روحی
دومین نتیجه تحقیق نشان می دهد زنان نابارور در مقایسه با زنان بارور، سلامت و بهزیستی روانشناختی پایین تری دارند. در واقع، تجربه ناباروری، پریشانی هیجانی عمیق و شدیدی را بر فرد و زوج تحمیل می کند که این شرایط منشأ مداوم استرس های روانشناختی و اجتماعی است. همچنین واکنش های منفی شدید از جمله اندوه، انکار، افسردگی، احساس عصبی بودن، احساس گناه، اضطراب، کاهش کنترل، احساس سرزنش و خودسرزنشی، بی کفایتی شخصی و جنسی، تهدید نسبت به عزت نفس و مشکلاتی در ارتباط با دیگران شامل احساس خشم نسبت به زوجین دارای کودک، در افراد نابارور بالاتر است. بنابراین وضعیت بهزیستی روانشناختی آنها در مقایسه با زنان بارور پایین تر است.

پژوهش های مربوط به حوزه مورد بحث نیز نشان داده‌اند که زنان نابارور با چالش های متعددی مواجه می ‌شوند که نحوه واکنش اطرافیان و بستگان آنان، یکی از آنهاست. مسئله ناباروری به ویژه در فرهنگ ما که بیشتر خانواده ها از نوع گسترده هستند و با توجه به نقش والدین و اطرافیان در زندگی زوجین، بعد عمیق ‌تری به خود می گیرد و با تأخیر در حاملگی، کنجکاوی ها و فشارهای اطرافیان موجب نگرانی و اضطراب زوج ها و در نهایت کناره گیری اجتماعی و انزوای آنان می‌شود .

تنزل توانایی های فرد در زمینه اجتماعی و فردی
با توجه به یافته های پژوهش حاضر مبنی بر پایین بودن احساس تسلط بر محیط و رشد شخصی در افراد نابارور چنین به نظر می رسد که فشارهای ناشی از ناباروری به گونه ایست که می تواند انرژی و وقت زنان نابارور را به خود اختصاص داده و به محدود شدن علائق، تلاش ها و فرصت برای رشد بیانجامد. از طرفی، این مسئله می تواند کیفیت زندگی و سلامت جسمی و روانی، نگرش فرد نسبت به محیط فیزیکی و اجتماعی و افرادی که با وی مرتبط هستند را تحت تأثیر قرار داده و به کاهش علائق و غرایز بیانجامد و به دنبال آن موجب فقدان انگیزش و ناتوانی در انجام کار گشته و توانایی های فرد در زمینه اجتماعی و حرفه ای تنزل می یابد. فرد افسرده و مضطرب نسبت به مسائل اجتماعی، تفریحات و امور معمول زندگی بی میل و دلسرد می شود که این امر در نهایت موجب کاهش احساس تسلط بر محیط و تعیین اهداف شخصی خواهد شد.

مقایسه مؤلفه های هدفمندی در زندگی و خودمختاری در دو گروه
نتایج مربوط به مقایسه مؤلفه های هدفمندی در زندگی و خودمختاری نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد. در توجیه این مطلب شاید بتوان به یافته های برخی از بررسی ‌ها که با دیدی مثبت نگر به بررسی ناباروری پرداخته اند، اشاره کرد. از این دیدگاه امید به موفقیت درمان، می ‌‌تواند به زندگی هدف بخشد و به سازگاری فرد در محیط و زندگی ‌اش کمک کند. از طرفی دیگر، در زنان بارور شاید به دلیل عدم تحقق انتظارات از پرورش فرزندان و رسیدن به ایده آل های افراد، هدفمندی و رضایت مندی از زندگی کاهش می‌یابد.

رضایت زناشویی میان زنان بارور و نابارور تفاوت معناداری ندارد
همچنین، نتایج پژوهش گویای آن است که بین دو گروه (زنان بارور و نابارور) در مورد رضایتمندی زناشویی تفاوتی وجود ندارد؛ به عبارتی، هرچند میانگین نمرات رضامندی زناشویی در زنان بارور بیشتر از میانگین نمرات زنان نابارور بود، ولی این تفاوت معنی‌ دار نبود. در این راستا، شاید بتوان به فناوری های کمک باروری و پیشرفت های قابل ملاحظه‌ ای در زمینه ناباروری اشاره کرد که باعث افزایش امیدواری شده و موجب گردیده است که افراد نابارور کمتر دچار مشکل در روابط زناشویی شوند.

باید تأکید کرد که اغلب درمان فیزیکی ناباروری کافی نیست؛ توجه به نیازهای روانی زوج های نابارور یک بخش ضروری در موفقیت درمان ناباروری است؛ زیرا می ‌تواند رابطه زوجین در طول درمان را تحت تأثیر قرار دهد، به خصوص زمانی که هر یک از زوجین نیاز به درک و حمایت دیگری پیدا می کند.

نتیجه گیری
به طورکل، پژوهش حاضر همسو با اکثر بررسی های انجام شده ارتباط ناباروری با بهزیستی روانشناختی را بیش از پیش مورد تأکید قرار می دهد. شاید علت به دست نیامدن ارتباط معنی دار بین ناباروری و رضامندی زناشویی، تقسیم استرس ناشی از ناباروری بین زوجین و گذشت زمان باشد که باعث کنار آمدن با مسئلۀ ناباروری شده است و به علت علاقه دوجانبه، زوجین به زندگی مشترک ادامه می دهند.

به طور خلاصه داده ها نشان دادند که رابطه معنی داری بین ناباروری و بهزیستی روانشناختی وجود دارد، لذا این یافته ها می تواند با ارائه تصاویری از مقایسه بهزیستی روانشناختی و رضامندی از زندگی زناشویی در زنان نابارور و بارور، متولیان بهداشت را در اتخاذ تمهیدات لازم جهت حمایت های روانی مورد نیاز این گروه و نیز اجرای برنامه های مناسب به منظور پیشگیری از عوارض ناشی از ناباروری به عنوان مهم ترین و بهترین روش سرمایه گذاری، در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی در زمینه ناباروری یاری نماید.

از جمله محدودیت های این پژوهش می توان به ابزار خودگزارشی و نمونه گیری که شامل شهر تبریز و مرکز درمانی الزهرا بوده است، اشاره کرد. بنابراین به نظر می رسد که لازم است تعمیم نتایج با احتیاط صورت گیرد. لذا پیشنهاد می شود برای کاستن از محدودیت های یادشده و افزایش تعمیم پذیری یافته ها، این پژوهش در سایر مناطق کشور نیز تکرار گردد.

لازم به ذکر است عنوان اصلی این پژوهش که بهار 1391 در فصلنامه علمی- پژوهشی روانشناسی سلامت منتشر شده، «مقایسه بهزیستی روانشناختی و رضامندی زناشویی در گروهی از زنان بارور و نابارور شهر تبریز» است.

انتهای پیام/ 911027
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار